ترانسکشوال کیست؟؟؟
هویت هر انسانی از چندین بخش تشکیل شده است؛هویت اجتماعی،٬ هویت قومی،٬ملی٬،سیاسی و ….هویت جنسی هم بخشی از هویت فرد است.مرکز اصلی بدن که تعریف انسان از هویت خود-از جمله هویت جنسی -را بر عهده دارد٬در مغز واقع شده است.
TS مخفف ترانس سکشوال، یا اختلال هویت جنسی است. به بیان دیگر فرد مبتلا به TS دچار اختلال نسبت به جنس خود می شود، یعنی روح و روان فرد با ظاهر جسمی فرد در تعارض است. مثلاً شاید فرد از لحاظ جسمی یک پسر باشد اما از لحاظ روحی، روانی، تمایلات و تفکرات، یک دختر محسوب شود، یا بالعکس این قضیه، برای همین TS یک بیماری روانی است. ترانس سکشوال ها در طول حیات خود دائماً از جنسیت بیولوژیک خود ناراضی هستند و تمایل و اصرار تعلق به جنس مخالف خود را دارند و برای همین پیوسته درصدد کسب خصوصیات ظاهری جنس مخالف خود و رهایی از خصوصیات جنسی خود هستند،
افرادي كه به اختلال هويت جنسي (Gender Identity disorder) مبتلاهستند، آن گروه از بيمارانند كه در شناخت هويت جنسي خود دچار اختلال شده اند. مشكل اين بيماران به هيچ وجه داشتن يا نداشتن رابطه جنسي نيست.
آنها در ذهن و روانشان خود را از جنسي ديگر مي بينند و مي گويند كه زنان يا مرداني هستند كه به اشتباه در قالب مرد يا زن متولد شده اند. آنان عاشق هويت نهان خود هستند. در عين حال هيچ علاقه اي به گذشته خود ندارند. مايلند فراموش كنند كه نام بدو تولدشان چه بوده و هيچ گاه به آلبوم عكسي رجوع نمي كنند. آنها دختر يا پسري را كه در عكس مي بينند، نمي شناسند و خود را با او بيگانه مي دانند. بدن اين بيماران از نظر فيزيكي دچار هيچ نقصي نيست و شايد به همين سبب در دوران بيماري تجربه هاي تلخي از جمله رفتن به سربازي، تحصيل در كنار همكلاسي هاي دختر يا پسر، ازدواج با جنس مخالف و حتي بارداري و زايمان را از سر گذرانده باشند. اين بيماران از زماني كه پي به بيماري خود مي برند يا ناآگاهانه علائم بيماري را در خود كشف مي كنند، مورد تمسخر و طعنه قرار مي گيرند، زيرا رفتار آنان رفتار جنس مخالف است و گروه همجنسان، اين رفتارها را برنمي تابند.
ترانس سکشوال فردی است که تناسب بین معادله ی بین آلت تناسلی و جنسیت خود را قبول ندارد و تضادی بین این دو می بیند.به زبان ساده تر٬آن بخش از مغز انسان ترانس سکشوال که به هویت جنسی مربوط می شود و آن را تبیین می کند٬در تضادی کامل با ساختار فیزیکی بدن و شکل و شمایل آلت جنسی او قرار دارد.این تضاد به این گونه نیست که فرد خودش تصمیم بگیرد-یا فکر کند-که ترانس سکشوال است.و از جنبه ی روانی خیلی عمیق تر از این هاست.به عبارت دیگر٬یک ترانس سکشوال از جهت نگاه به خود و به هویت و جنسیت خود٬براین باور است که فیزیک او (بدن٬،تن، و آلت تناسلی)با درونش(روح٬،جان و روان او)همخوانی ندارد.یک« ترانس سکشوال با ظاهر مردانه»بر این باور است که او وجوداً یک زن است٬اما «اشتباهی»در بدن یک مرد زاده شده.و یک «ترانس سکشوال با ظاهر زنانه»هم فکر می کند که او روحاً و باطناً یک مرد است و اشتباهاً در یک جسم زنانه گنجانده شده است.فرد ترانس سکشوال از این دوگانگی درون و بیرون خود رنج می برد و می خواهد هر چه زودتر روان خود را از این جسمی که به وی تعلق ندارد نجات دهد٬ پس با خوردن داروها و قرص های هورمونی سعی می کند جسم خود را به شکلی تغییر دهد که هر چه بیشتر با درونش همخونی داشته باشد.اما او زمانی به آزادی و رهایی کامل می رسد که با عمل جراحی تغییر جنسیت بدهد و خود را از شر آلت تناسلی ای که با آن احساس بیگانگی می کند رهایی بخشد.چرا که تفاوت بیت آلت جنسی فرد و جنسیت و هویت جنسی او ٬به یک تضاد عمیق ذهنی تبدیل می شود که از جهت روحی و روانی عواقب ناگواری بر او دارد.لذا او می خواهد هر چه زودتر خود را از این گرفتاری و مخمصه نجات دهد.
آنها در ذهن و روانشان خود را از جنسي ديگر ميبينند و ميگويند كه زنان يا مرداني هستند كه به اشتباه در قالب مرد يا زن متولد شدهاند. آنان عاشق هويت نهان خود هستند. در عين حال هيچ علاقهاي به گذشته خود ندارند. مايلند فراموش كنند كه نام بدو تولدشان چه بوده و هيچ گاه به آلبوم عكسي رجوع نميكنند. آنها دختر يا پسري را كه در عكس ميبينند، نميشناسند و خود را با او بيگانه ميدانند. بدن اين بيماران از نظر فيزيكي دچار هيچ نقصي نيست و شايد به همين سبب در دوران بيماري تجربههاي تلخي از جمله رفتن به سربازي، تحصيل در كنار همكلاسيهاي دختر يا پسر، ازدواج با جنس مخالف و حتي بارداري و زايمان را از سر گذرانده باشند. اين بيماران از زماني كه پي به بيماري خود ميبرند يا ناآگاهانه علائم بيماري را در خود كشف ميكنند، مورد تمسخر و طعنه قرار ميگيرند، زيرا رفتار آنان رفتار جنس مخالف است و گروه همجنسان، اين رفتارها را برنميتابند.
چنین فردی معمولاً از همان سنین کودکی(پنج تا ده سالگی)متوجه اختلاف و تضاد گفته شده می شود٬اما به صورت گنگ و نامفهوم. و شاید در همان سنین کودکی٬صادقانه و براساس شناخت و درک خودش حرکات و اداها و رفتارهای آن جنسی را در پیش بگیرد که از نظر ذهن و روان،٬خود را تعریف می کند٬(نه آنطور که ساختمان ظاهری بدنش نشان می دهد). اما والدین و یا اطرافیان آنرا نامناسب و حتی عجیب می بینند.مثلا اگر این کودک از نظر شکل آلت تناسلی پسر باشد٬به پوشیدن لباس دخترانه رو می آورد(اگر خواهر نداشته باشد٬ به لباس مادر رو می آورد)والبته گاهی بعضی خانواده ها هم با یک شوخی از کنارآن می گذرند که «بچه» است و نمی فهمد.البته این را همین جا باید اضافه کنیم که برخلاف تصور رایج٬ ،هر کودکی که در سنین اولیه لباس جنس مخالف می پوشد٬ حتما یک ترانس سکشوال یا همجنسگرا نخواهد شد.
نکته ی قابل ذکر دیگر این است که یک ترانس سکشوال ٬همجنسگرا نیست.به این دلیل که فرضاً یک پسر/مرد ترانس سکشوال چون روحاً و جاناً و طبیعتاً خود را یک زن می داند و بدن پسرانه/مردانه ی خود را به رسمیت نمی شناسد٬،تمایل جنسی به یک مرد را هم دال بر همجنسگرا بودن خود نمی داند٬بلکه بالعکس؛می گوید من زنی هستم که به جنس مخالف خودم(مرد) گرایش دارم٬ هرچند که روح و جانم در یک بدن اشتباهی گرفتار آمده باشد. آنچه که یک ترانس سکشوال می خواهد این است که تناسب فیزیکی بدن و آلت تناسلی خودش با روان و احساس و جان درونش یکی شود٬ و بعد از عمل جراحی٬ می خواهد با یک نفراز جنس مخالف ازدواج نماید. یعنی اگردختر ترانس سکشوال بوده ٬بعد از تغییر جنسیت و مرد شدن با یک زن ازدواج می کند و یک پسر ترانس سکشوال بالعکس.
به زبان دیگر یک همجنس گرا شاید از جنسیت خود راضی باشد درست برعکس ترنسشوال.برای فهم بهتر مسئله بهتر است زبان حال یکی از آنها را اینجا بیاورم:
" اکثرا اینطور تصور میشه که ما ترانسکشوال ها، همجنس گرا (هموسکشوال) هستیم. حتی خانواده هامون نیز در بدو امر ما رو همجنس گرا می دونن. اما تنها نقطه اشتراک ما با هموسکشوال ها اینه که همه جزو اقلیت های جنسی محسوب می شیم. عمده ترین تفاوتی که ما با همو ها داریم اینه که ما از جسم و اندام معرف جنسیتمون بیزاریم و تلاش غایی و نهایی ما در جهت هورمون تراپی و انجام عمل تغییر جنسیته، چیزی که اصلا در همجنس گراها وجود نداره. اکثر ترنسها از اوان کودکی این دوگانگی و تضاد بین روح و جسمشون رو نشون میدن. این تضاد در کودکان بیشتر به شکل ترجیحات در انتخاب بازی، اسباب بازی، همبازی، نحوه ی لباس پوشیدن و رویا بافی بروز پیدا می کنه
و همه اين زمانهاي نامعلوم فقط يك علامت سوال را در ذهنم ايجاد كرده كه چرا با همان جنسيتي كه ميخواستم متولد نشدم. گرفتار آمدن در زندان تن؛ بيماري "ترانسكشوال""transexual در من و دوستاني كه دچار بحران هويتي هستيم و درمانده از اين كه چرا بايد خود را قبول نداشته باشيم و همچنان به هيچ جوابي نميرسيم غير از ماندن بر سر دوراهي كه من كدامينم؟ "
تضادی که فرد ترانس سکشوال از همان دوران کودکی مابین ماهیت درونی و بیرونی (ظاهر و باطن) خود حس می کند٬درد و رنج٬ تنهایی و انزوا٬ و فشار زیادی به او تحمیل می کند٬ و او گیج و منگ از این قائله٬ نه تنها نمی داند چرا باید وضع این گونه باشد٬ بلکه ناآگاهی اطرافیان٬ شماتت٬ تحقیر٬ سرزنش و سرکوفت های خانواده و اطرافیان هم مزید بر علت می شود و بر رنج او می افزاید.
دلایلی که برای ترانس سکشوال شدن افراد ابراز شده٬همگی دلالت بر این دارند که هنگامی که جنین در رحم مادر است٬اگر مادر دچار فشار و استرس شود این امکان وجود دارد که سیستم اعصاب و هورمون های جنین را دچار اختلال کند٬ و همین باعث می گردد که جنین بعدا ترانس سکشوال شود.
علت اصلی بروز آن در فرد به عملکرد هورمون ها در بدن برمی گردد. تغییرات هورمونی در هفته ششم دوره جنینی آغاز شده و تا ماه سوم دوره جنینی پایان می گیرد، بنابراین اینکه نوزاد در بدو تولد پسر یا دختر شناخته شود کاملاً تحت تاثیر ترشح یا عدم ترشح «آندروژن ها» در دوره جنینی یعنی قبل از تولد است و تاثیر تستوسترون بر سلول های عصبی مغزی مسوول زنانه یا مردانه شدن مغز در نواحی مانند هیپوتالاموس است و مغز زنانه یا مردانه را شکل می دهد.
در مورد پس از تولد که باعث ابتلا یا تشدید این حالت بشود گفت که اصولاً کسب هویت زنانه یا مردانه در انسان بیشتر تابع مسائل پس از تولد است تا قبل از تولد. احساس متعلق بودن به جنس مرد یا زن بیشتر نتیجه تعاملات میان کودک و ارزش ها و نگرش های والدین است. از دخترها انتظار می رود رفتاری لطیف و ملایم داشته باشند، عروسک بازی کنند و… از پسرها رفتار پرجنب و جوش، حتی خشن و بازی هایی چون شمشیربازی، تفنگ بازی و… که این نقش ها به مرور در ذهن کودکان نهادینه و به الگو تبدیل می شود. یکی از علل اختلال هویت جنسی آن است که والدین یا سایر افراد مهم زندگی، کودک را تشویق به رفتارهای جنس مخالف می کنند، مثلاً لباس جنس مخالف را به او می پوشانند و او را تشویق به بازی های جنس مخالف می کنند.
راه حل یک ترانس سکشوال برای خلاص شدن از زندانی که بدان گرفتار آمده این است که تغییر جنسیت دهد.این امر باعث می شود فرد خود را باز یابد و با باطن و ظاهری متناسب با هم زندگی کند.این ادعای محققان هم ناگفته نماند که ترانس سکشوال ها از استعداد هنری بالایی برخوردارند. ترانس سکشوال ها عموما دیرتر از هم سن و سالان خود به رشد فیزیکی می رسند٬ مثلا ممکن است کلفت شدن صدا یا رشد موی بدن یک پسر ترانس سکشوال دیرتر بروز کند.
نمی توان منکر وجود این بیماران در جامعه شد، همچنین عدم حمایت این افراد از سوی هیچ ارگانی، حتی نهادی چون خانواده و آسیب هایی که ممکن است عوارض این بیماری بر سلامت فرد و اجتماع داشته باشد
مسوول اورژانس اجتماعي سازمان بهزيستي خراسان شمالي در اين خصوص به ايسنا ميگويد: اختلال هويت جنسي به معناي عدم رضايت مستمر فرد از جنسيت خود و احساس تعلق به جنس مخالف است و فرد تمايل دارد خود را به صورت جنس مخالف تغيير دهد.
مهين حميدي ميافزايد: بيماري ترانسكشوال (TS) از اختلالات روانپزشكي است و يك بيماري تاييد شده است و با استناد به ماده واحده لايحه قانوني سازمان بهزيستي مصوبه سال 59 شوراي انقلاب و آييننامه اجرايي مصوبه هيات وزيران در تاريخ 3/3/71 مسووليت افرادي كه در معرض آسيبهاي اجتماعي قرار دارند به بهزيستي واگذار شده است.
وي ادامه ميدهد: از سال 1379 كميته ساماندهي اختلال هويت در چهار بخش كميته حقوقي، درمان و دارويي، بخش آموزشي و پژوهش و اطلاعرساني تشكيل شده و از سال 85 نيز كمك هزينه درمان اين افراد از سوي دفتر امور آسيبديدگان اجتماعي پرداخت ميشود.
وي مي گويد: كمترين هزينه درماني اين بيماري 50 تا 70 ميليون ريال است.
اين مسوول خاطرنشان ميكند: در اختلال هويت جنسي فرد از زماني كه خود را ميشناسد يعني از سن سه سالگي با مشكل مواجه ميشود و عوامل ژنتيكي و محيطي از علل بروز اين مشكل است.
وي ميافزايد: در اين زمينه به عنوان عوامل بيروني و محيطي، رفتارهاي غلط والدين با فرد مطرح است كه ظاهر كردن كودك در پوشش جنس مخالف مانند بلند كردن موي پسر و پوشاندن لباس دخترانه به پسر يا بالعكس از رفتارهاي اشتباه با كودك است.
وي ادامه ميدهد: جامعهاي كه از اين اختلال آگاهي ندارد برچسب انحراف به چنين افرادي ميزند و موجب كنارهگيري آنها از جامعه ميشود و اين امر موجب ميشود كه فرد در رشد اجتماعي راهي نداشته باشد و منزوي و در حاشيه باقي بماند.
مسوول اورژانس اجتماعي سازمان بهزيستي خراسان شمالي ميگويد: ازدواج اين افراد ميسر است و از نظر روابط جنسي و زناشويي مشكلي ندارند اما بارداريشان ممكن نيست.
وي بيان ميكند: بيماران ترانسكشوال بعد از عمل جراحي در بيشتر موارد از سوي خانواده طرد ميشوند و جامعه نيز ديد مثبتي به آنها ندارد زيرا مساله اختلال هويت جنسي به عنوان يك بيماري از سوي مردم و جامعه ناشناخته مانده است.
حميدي ميگويد: اين افراد قبل از عمل به مدت شش ماه تا يكسال در پوشش جنس مخالفند تا خود را با وضعيت جديد تطبيق دهند.
وي ادامه ميدهد: از نظر شرعي نيز اين موضوع مشكلي ندارد و با فتواي امام (ره) در سال 67 مبني بر تطابق روح و جسم مجوز عمل صادر شده است.
" متن فتوای امام خمینی ...برای ترانسکشوال ایرانی
در ايران مريم خاتون ملك آرا اولين كسي بود كه موفق شد در سال 1365 با امام خميني (ره) ملاقات كرد و با نامه ايشان كه محتوي صدور فتوا جهت تغيير جنسيت (ترانس سكسوال ها) با تاييد پزشكي بود به پزشكي قانوني مراجعه كرد و همانجا اولين مجوز تغيير جنسيت از سوي پزشكي قانوني در جمهوري اسلامي ايران صادر شد. خانم مريم خاتون ملك آرا قبل از عمل جراحي فريدون نام داشت. و در سال 1354 نامه اي به امام خميني (ره) كه در نجف بودند نوشت كه امام رحمـة الله به اين گونه پاسخ دادند: تغيير جنسيت بلامانع است و بعد از عمل تكليف يك زن بر شما واجب است: از سال 1365 در كشور ايران كلينيك ها اقدام به عمل جراحي نمودند كه تا كنون نيز ادامه دارد.
در حال حاضر در سازمان بهزيستي كشور واحدي بنام اداره آسيب ديدگان اجتماعي بهزيستي كشور مسئوليت رسيدگي به اين بيماران را به عهده دارد.
ــ سال 54 به نجف نامه نوشته شد.
ــ سال 65 فتوا صادر شد. يك هفته بعد عمل جراحي شروع شد"
وي مي گويد: در استان خراسان شمالي در اين رابطه فقط كار مشاوره به صورت رايگان انجام ميشود تا فرد از نظر روحي قبل از عمل جراحي آماده شود اما عمل در استانهاي ديگر مانند تهران و خراسان رضوي انجام ميشود.
كارشناس مسوول آسيبهاي اجتماعي سازمان بهزيستي خراسان شمالي نيز ميگويد: در بيشتر استانها تعداد بيماران ترانسكشوال كم است.
همايون غلامي خاطرنشان ميكند: هزينه درمان اين افراد بهصورت كامل از طريق بهزيستي پرداخت ميشود و كمترين مبلغ اين هزينه حدود پنجاه ميليون ريال ميشود.
وي ادامه ميدهد: علاوه بر هزينه عمل، مباحث ديگري مانند نگرش خانواده، تغييرات رواني و جامعه نيز وجود دارد بنابراين بايد با اين افراد مشاورههاي خاصي صورت گيرد تا به صورت همهجانبه آماده شوند.
غلامي ميافزايد: متاسفانه آمار افسردگي در بيماران TS بالاست.
مديركل بهزيستي خراسان شمالي نيز در اين خصوص به ايسنا ميگويد: افرادي كه اختلال هويت جنسي دارند وقتي به سن خاصي ميرسند احساس ميكنند متعلق به جنس مخالفند و از نظر آناتومي جنسيت مخالف را دارند.
علي كاظمزاده ميافزايد: اين افراد با مراجعه به بهزيستي و معرفي خود تحت حمايت اين سازمان قرار گرفته و پس از تشخيص مشكل، از خدمات درماني به صورت رايگان بهرهمند خواهند شد.
وي ادامه ميدهد: خوشبختانه تعداد بيماران ترانسكشوال در خراسان شمالي زياد نيست.
وي اظهار ميدارد: مراكز مشاوره در بهزيستي فعال است و افرادي كه احساس ميكنند اين مشكل را دارند ميتوانند به مركز مراجعه و خود را معرفي كنند.
اين مسوول افرادي را كه به نوعي معلول حساب شوند يا ضايعه نخاعي دارند همچنين بيماران رواني، زنان سرپرست خانوار، كودكان بيسرپرست و سالمندان را جزو جامعه هدف سازمان بهزيستي عنوان ميكند.
وي همچنين خاطرنشان ميكند: اگر فردي بيماري خاصي داشته باشد بايد از طريق انجمن بيماريهاي خاص تشكيل پرونده دهد تا مورد حمايت قرار گيرد و از طريق بيمه خدمات درماني حمايت شود.
بنابر آمارهاي پزشكي قانوني، ظرف 6 سال گذشته 422 نفر از بيماران مبتلا به اختلال هويت جنسي به كميسيونهاي روانپزشكي درخواست دادهاند؛ اما از اين تعداد فقط 188 نفر تا مرحله كميسيون پيگيري خود را ادامه دادهاند و 124 نفر از اين تعداد پاسخ مثبت دريافت كردهاند؛ به معناي آن كه ميتوانند دست به عمل جراحي بزنند و تغيير جنسيت بدهند.
درمان اين بيماري چيست ؟
اين بيماري درمان پذير نيست و لاعلاج محسوب ميگردد، و درمان آن تغيير در جنسيت به روش هورموني و همراه با جراحي ميباشد.
تشخيص :
اولين مرحله درمان، تشخيص صحيح و قطعي ميباشد. چون با درمان هورمونال و جراحي سير را برگشت ناپذير بايستي درنظر گرفت.
تشخيص معمولا توسط خود فرد صورت ميگيرد و اغلب با تائيد دوستان و خانواده همراه است. و لازم است اين نارضايتي جنسيتي بطور مداوم و حداقل براي دو سال استمرار داشته باشد. < اقتباس از مجله ارولوژي اروپا may 2006 > .
تائيد دوستان و خانواده بر اساس مشاهده رفتار و تمايلات فرد مطابق با جنس مخالف واستمرار علائم طي مدت طولاني خواهد بود. البته عملا در موارد مشاهده شده در کلينيک تو سط اينجانب مقاومت ومخالفت شديد خانواده و سعي در درمان، جهت اثبات سلامت جنسي به خود فرد ميباشد که چون مشکل در روان فرد و براي بيماران transsexualism غير قابل برگشت ميباشد، تلاش خانواده موفق نميباشد و حداکثر با تهديد فرد به طرد از خانواده منجر به اجباره فرد به تحمل شرايط موجود خواهد شد ، که منجر به عوارض روحي و افسردگي و حتي امکان خطر خودکشي نيز ميباشد.
منبع: انجمن جامعه شناسي دانشگاه آزاد
روزنامه جام جم، شماره 2532